خواجه نصير الدين الطوسي

6

روضة التسليم يا تصورات ( فارسى )

به حكم بِأَنَّ اللَّهَ مَوْلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَ أَنَّ الْكافِرِينَ لا مَوْلى لَهُمْ كه مبانيت كافر از مؤمن آنجا مىباشد امتناع مينمايد ، لاجرم ( اگر ) از آن اوّل برمىآيد و به اقرار دوّم نمىرسد كافرش ميخوانند و همچنين نعوذ باللّه اگر كسى گويد خدا دو است او را گويند اين دو خدا كه گفتى از هم جدا توانند بود و يا يكى به همه حال ، زيرا كه اگر از هم جدا نبودندى يكى بودى نه دو ، اكنون به فتواى تو دواند پس بگوى تا هر دو متّفق الاراده‌اند يا مختلف الارادة ، يا هر دو با يكديگر در وجود و قدرت و احاطت متكافىاند يا يكى بر ديگرى متفاضل ؟ اگر گويد متّفق الاراده‌اند بىهيچ زياده و نقصان چه معنى گفتن كه دواند ؟ اگر گويد مختلف الاراده‌اند لازم آيد كه ارادت يكى بر حيات و وجود چيزى مقدّر باشد و از آن ديگر بر موت و عدم همان چيز ، تا آن چيز در يك حال هم حىّ و موجود باشد و هم ميّت و معدوم ، و اين مقابلهء تضادّ است ، ( اگر پرسند هر دو از يكديگر ) مستغنىاند يا هر دو به يكديگر محتاج ؟ اگر گوئى هر دو از يكديگر مستغنىاند لازم آيد كه هر يك بذات خويش خداى باشد و هر يك را عالم أمرى و عالم خلقى باشد و عالم ثواب و عالم عقابى يعنى بهشت و دوزخى و اين محال ( است ) ، و اگر گوئى هر دو با يكديگر در وجود و قدرت و احاطت متكافىاند چه معنى گفتن كه دواند ، و اگر گوئى يكى بر ديگر متفاضل ميان هر دو مقابلهء ترتّب لازم آيد ، و معنى ترتّب آن باشد كه يكى از هم جنس خويش بهتر باشد ، معيّن شد كه اين دو وجه يكى مقابلهء تضادّ و يكى مقابلهء ترتّب است و او تعالى از تضادّ مقدّس است و از ترتّب متعالى ، و اگر گويد هر دو بر يكديگر محتاج‌اند لازم آيد كه هر دو بوجهى خلق [ 7 ] يكديگراند ، و اين محالات شنيع هم